هرچه بیشتر خود را به روی نور بگشایید، دنیایی که در آن زندگی می کنید درخشان تر خواهد شد.

" شاکتی گوین"

بیست سال پیش سینتیا زنی ظریف و با استعداد در آستانه ی سی سالگی طی یک جدایی وحشتناک طلاق گرفت. بیست سال بعد، تلخ و بی انگیزه هنوز از شوهر سابقش شاکی بود و چون فکر می کرد او زندگیش را نابود کرده، در هر فرصتی از او به فرزندان و دوستانش بدگویی می کرد. البته شوهر سابقش به نوعی این کار را کرده بود. از آن جا که سینتیا دائما روی رنج ها و تلخی های زندگی اش تمرکز می کرد، هرگز نتوانسته بود عشق تازه ای را به زندگی اش جذب کند و فرزندانش که حالا بزرگ شده بودند، مانند طاعون از او دوری می کردند.

آیا تا به حال به کسی برخورده اید که آن قدر نسبت به زندگی تلخ و کج خلق باشد که مثل یک سیاه چاله همه ی انرژی های اطرافش را بمکد و در خود فرو برد؟ چه او را بدبین بنامیم، چه ناشکر و چه کسی که همیشه نیمه ی خالی لیوان را می بیند، به هر حال همواره برای دیگران باری سنگین است. آنها چنان بر ناکامی های خود متمرکز هستند که نمی توانند ببینند که از چه راهی هدیه ها و برکات و شگفتی های زندگی را دریافت کرده اند.

اغلب ما در زندگی سیاه چاله ی کامل نیستیم، اما اگر قدر نعمت های زندگی مان را ندانیم، گرفتار تلخی هایی خواهیم شد که ما را از پیشرفت های عاطفی و معنوی باز می دارند. اگر رشد نکنیم، نور درون مان تاریک خواهد شد.

تلخی و کج خلقی سمی است که نور روح مان را کم سو می کند. دائما ما را متوجه کاستی ها می کند و از این طریق ما را در مقابل شادی ها و لذت های زندگی سخت می کند.

من تصمیم گرفته ام دیگر به حضیض تلخی سقوط نکنم. درست است که در زندگی چیزهایی وجود دارد که آدم را ناراحت، خشمگین یا رنجیده می کند. اما این دلیل نمی شود که من کاملا چشمم را به روی چیزهای زیبا، خوب، و تاثیر گذار ببندم. می خواهم که روحم با نور محبت بدرخشد و قدرشناسی بهترین راه رسیدن به این حالت است.

قدرشناسی نوری درونی است که می توانیم با آن روح مان را درخشان کنیم. هر چه شاکرتر باشیم، نور بیشتری از ما متصاعد خواهد شد و دنیا را روشن تر خواهد کرد.