خوشبخت او

و تنها خوشبخت او

آن کسی که امروز را روز خود می نامد

و با آسوده دلی می تواند بگوید:

" ای فردا ! هر چه توانی کن

که امروز را بتمامی زیسته ام."

 

هوراس شاعر رومی

 

یکی از حقایق دردناکی که در مورد بشر شناخته ام این است که همه ما زود میدان را خالی می کنیم. همه ی ما رویای باغ پرگلی را در آن سوی افق ها در سر می پرورانیم و از شکفتن گلهایی که درست بیرون پنجره اتاق ما روئیده اند لذت نمی بریم.

چرا چنین حماقت های دردناکی در ما هست؟

استیفن لی کوک نوشته است:

" کوتاهی عمر، شگفت آور است! کودک می گوید:‌" وقتی نوجوان شوم." نوجوان می گوید: " وقتی جوان شوم." و جوان می گوید:‌" وقتی ازدواج کنم." و ازدواج که می کند چه می شود؟ به خود می گوید:‌" وقتی بازنشسته شوم." و آن گاه دوران بازنشستگی فرا می رسد. او به چشم اندازهای پشت سر خود نگاهی می اندازد. نسیم خنکی روی گذشته ها می وزد. همه چیز را از دست داده است. همه چیز تمام شده است . و ما دیر یاد می گیریم که زندگی یعنی هر روز و هر ساعت را زیستن."


مهمترین اصل زندگی این نیست که بتوانید روی سودهایتان سرمایه گذاری کنید. هر احمقی این کار را بلد است. مهمترین کار این است که بتوانید از زیانهایتان سود به دست آورید. این کار هوشمندی می خواهد و همان تفاوتی است که یک انسان با شعور را از یک احمق متمایز می سازد.

 

ویلیام بولتیوی